X
تبلیغات
رایتل
شیخ شنگر هوای خنجرن هومندو سکونش مرمرن
بازدیدکنندگان : 237277


آرشیو
دوشنبه 30 آبان‌ماه سال 1384

۱

امروز صبح  داستان خروس به دستم رسید.از شوق و ذوق خروس یادم رفت از پستچی تشکر کنم.در را محکم به رویش بستم و نشستم به خواندمش. فعلن غرق خروسم و از حیرت زبان آن خروسک گرفته ام.

باید از انوشه منادی که این کتاب را برایم فرستاد تشکر کنم.انوشه چند روزی با تیم فیلمبرداری نادر مقدس در بندرعباس بود و در  مدت کمی که با او بودم مجال اندکی بود تا در و بی در صحبت کنیم.

۲

منوچهر آتشی هم رفت........

باعث خجالت است.عده ای به محض دریافت جایزه چهره های ماندگار توسط آتشی شمشیرها را کشیدند و به جان وی افتادند و حالا چند روز بعدش با این واقعه میبینیم که ۱۸۰ درجه برگشته اند و آه و فغان سر دادهان که ای وای اسطوره ی شعر ما رفت.....

۳

بانوی گیلاس وگندم

منوچهر آتشی

بانوی رنگ ها
 از دیدار آبی ها
 چه می آورد
 جز لبخندی
که برکه ریگ قرمزی است
و دندانی
که تلالو مرواریدهای نبسته
 به آینه تقدیم می کند
سبز رفته و گلگون برمی گردد
 از میانه گیلاس ها
با گونه ای
و لکه سرخی
جگر چلانده گیلاسی
که ستاره را
به خسوفی دل انگیز می آراید در برکه
بی نیاز نماز وحشت و طلسم هیاهو
چه می دهد به من این جان زیبای گندمی؟
شیهه ظریفی از خنده
که مادیانی
 از دشت های خاطره
 روانه می کند به امروز و می آرایدش به رویا
 در فردا
بانوی رنگ ها
گیلاس ها
جگر چلانده مرا ارمغانت کرده اند
و تو
 سیب دلم را که گاز بزنی
شعری از آن بر می آید
که زخمی لذیذ و آهی رنگین است
بانوی گندمی
از میان گندم ها
 چه می آورد
جز وسوسه گناه ؟

 



طراح:خشایار رادافشار

عناوین آخرین یادداشت ها
لینک دوستان