X
تبلیغات
رایتل
شیخ شنگر هوای خنجرن هومندو سکونش مرمرن
بازدیدکنندگان : 237054


آرشیو
چهارشنبه 27 آذر‌ماه سال 1392
مهاجران و مجاوران

 

 

در سپیده دم روز  21  آذرماه در جاده ی نائین تصادفی رخ می دهد.  یک ماشین پژو به یک مینی بوس برخورد می کند بعد مینی بوس به زانتیا می زند و زانتیا به پراید می خورد و همه گی تصمیم می گیرند که در حریقی جمعی بسوزند.

 15 تن در میان این آتش جان باختند.

 از این 15 تن 13 نفر افغان بودند که در ماشین پژو محبوس بودند تا به سمت مرز بروند.

 برخورد مطبوعات ایران که اکنون مدعی آزادی اند فکر می کنید با این خبر چه بود؟ یا دیده نشد و از کنارش گذشتند یا در یکی از عجیب ترین اظهارنظرها  دیدم که طرف نوشته حادثه سازی قاچاقچیان انسان!! و بعد با آگراندیسمان کردن مرگ دو شهروند ایرانی!!! به راحتی از کنار مرگ 13 نفر گذشته بود.

 و من با خودم فکر می کنم که چطور حساب کرده ایشان؟ یعنی جان را کیلویی چند حساب کرده؟

یعنی اینقدر جان در نظر ایشان نازل و تخفیف خورده است یا که جان ها تقسیم می شوند به فرادست و فرودست؟

مسئله ی جالب تر این که ایشان برای پناهنده گان آفریقایی که در آبهای مدیترانه جان می سپارند سینه چاک می دهند شعر می سرایند و دستشان برسد کمپین هم می گذارند. اما چیزی که در کنار گوششان رخ می دهد هیچ تاثیری بر حسهای پنج گانه ی شان ندارد.

سالهاست که مهاجرین افغان در مسیر ترانزیتشان به اروپا از ایران می گذرند- اگر می توانستند ایران را دور می زدند- در این مسیر اتفاقات دهشتناکی برای آنان روی می دهد. اتفاقاتی که اغلب رسانه ها- حکومتی و غیرحکومتی- به راحتی از کنارش گذاشته اند.

و چیزی که سخت پریشانم می کند این است که این 13 نفر همه گی فاقد هویت بوده اند و اجساد ذغال شده شان بی هیچ نام و مشخصاتی رها خواهد شد.

و بعد تلخی دیگری از راه می رسد.

خانواده شان تا مدت ها بلکه سالها گمان می برند که آنها از مرزها گذر کرده اند و اکنون این فرزند یا شوی یا پدر، زنده گی خوب و خوشی در آنسوی مرزها دارد و در انتظار می مانند می مانند و می مانند و حال آنکه ایشان مدت هاست در خاکستر خویش غلطیده اند و باد تکه تکه از این تن مهاجر را به هوا می برد.



طراح:خشایار رادافشار

عناوین آخرین یادداشت ها
لینک دوستان