X
تبلیغات
رایتل
شیخ شنگر هوای خنجرن هومندو سکونش مرمرن
بازدیدکنندگان : 237277


آرشیو
دوشنبه 6 آبان‌ماه سال 1387

سلام خورشید

اصغر اکبری

سلام خورشید شبانه
بانوی گندم گون ساحل یخ
مرغان شب در چشم های تو تخم گذاشته اند,
خلیج فیروزه یی من
به چمیدن در میایی هنگامی که باد بر لبانت می خواند
چون هجاهای نا مفهوم واژه ای بی معنی تا از آن جمله ای بسازند
پدر, پسر , روح القدس
در بازار برده داران رهایم کردی و
زمین به زیبائی من فخر می فروخت و
من در چشمان تو قشلاق می کنم
به شبهای ماهتابی سرزمین مادریم که
درجزیره دستانش
اسطوره های تشنگی به قامت ایستاده اند تا
دزدانه از ماه کام گیرند
سلام خورشید شبانه
بانوی گندم گون
دیدی! که
چگونه شهری درچشمان تو ماوا گرفت
آرام به زیر پلک هایت
در زیر نور ماهتاب پائیزی
ماهیان را به ضیافت شبانه بردی
و باد از لبانت افتاده بود
سلام خورشید شبانه
بانوی گندم گون ساحل یخ.



طراح:خشایار رادافشار

عناوین آخرین یادداشت ها
لینک دوستان