X
تبلیغات
رایتل
شیخ شنگر هوای خنجرن هومندو سکونش مرمرن
بازدیدکنندگان : 237277


آرشیو
یکشنبه 15 مرداد‌ماه سال 1385

 

                                                                                                   

تعطیلات همیشگی                                                                                                    

 pierrot le fou 

خب یک چیزهایی توی این دنیا هست که بوسیله ی آن شب تو روشن می شود. عین یک آتشی که به آن پناه می بری.... دیشب برای من این گونه بود. فیلم را یکی از دوستان به دستم رساند. توی راه می دویدم. نفس نفس می زدم با دو حلقه سی دی که توی دستانم عرق کرده بود. بعد فیلم را گذاشتم توی دستگاه نباید وقت را تلف می کردم چون احتمالن حدس زده بودم که چه آشی برایم پخته. و پی یرو خُله توی دستگاه چرخید چرخید و مرا هم با خود چرخاند.بعد از مدت ها بود که فیلم خوبی می دیدم به واقع گدار به خوبی توانسته زندگی روزمره را به گه بکشد به توسط دو کاراکتری که همینطور می روند انگار که جهان در تعطیلات همیشه گی ست و آنها هم توریست هایی هستند که راحت از کنار قضایا عبور می کنند و تنها نظاره گر جهانند. وسط های کار یکی دوبار از فرط دیالوگ های به شدت گروتسک و انتزاعی کاراکترها به لرزه افتادم. گدار جهان را به هجو می کشد این دو به راحتی و با خونسردی آدم می کشند با هم می رقصند مست می کنند از عشق حرف می زنند و تحت تعقیب قرار می گیرند و در نهایت خسته می شوند...دنیا این بود؟ پس بزن بریم و خودکشی و..... آن ها توی باد می دوند.جهان تعطیل است و این تویی که جهان خودت را می سازی بابا جان....نمی توانم بیشتر راجع به این فیلم چیزی بگویم چون می ترسم که کلمات خرابش کنند...یک فیلم در انتظار گودویی به سبک گدار...داشتم فکر می کردم که چقدر خنده دار است که کیارستمی را با گدار مقایسه می کنند. او چه جهان بینی دارد و دوستان ما چه...از گل و بلبل و درخت تصویر گرفتن هم شد کار؟نه باباجان فیلم این نیست اگر می توانی مرا بلرزان وگرنه برو پی کارت... یک فیلم مثل پی یرو خُله با آن شکل و شمایل برای تمام تاریخ سینما بس است....من فقط همین را می خواستم. ممنونم آقای گدار که شبم را روشن کردی....



طراح:خشایار رادافشار

عناوین آخرین یادداشت ها
لینک دوستان