X
تبلیغات
رایتل
شیخ شنگر هوای خنجرن هومندو سکونش مرمرن
بازدیدکنندگان : 237054


آرشیو
جمعه 5 اسفند‌ماه سال 1384

صبحانه

 

ژاک ‌پره ‌ور

همایون نور احمر

 

به : ه . ن

 

قهوه را در فنجان

ریخت

شیر را در فنجان

قهوه ریخت

شکر را در

شیر قهوه ریخت

با قاشق قهوه خوری

هم زد

شیر قهوه را نوشید

و فنجان را سر جایش گذاشت

بی‌آنکه به من حرفی بزند

سیگاری

روشن کرد

با دود آن

حلقه‌هایی در هوا درست کرد

خاکستر سیگار را

در زیر سیگاری ریخت

بی‌آنکه با من حرفی بزند

بی‌آنکه به من نگاهی بکند

از جای برخاست

کلاهش را

بر سر گذاشت

بارانی‌اش را پوشید

زیرا باران می‌آمد

و رفت

زیر باران

بی‌آنکه کلمه‌ای حرف بزند

بی‌آنکه به من نگاهی بکند

و من

سرم را در دست گرفتم

و گریستم.



طراح:خشایار رادافشار

عناوین آخرین یادداشت ها
لینک دوستان