X
تبلیغات
رایتل
شیخ شنگر هوای خنجرن هومندو سکونش مرمرن
بازدیدکنندگان : 237277


آرشیو
جمعه 1 مهر‌ماه سال 1384
تنها کسی که ترکم نکرده نوشتن است فقط همین برایم مانده انگار که تا پایان هم باشد
نوشتن نجاتم میدهد....از هراس بزرگ.....زیستن با دیگران....همیشه ازپشت این روزنه به دیگران نگریسته ام با آنان زیسته ام و در سه کنج این دخمه ی تار دوستشان داشته ام بی آنکه بفهمند ....بی آنکه بفهمند...تمام زندگی در اصل پروسه ی شکست است....خودم را میکشم کنار تا در آرامش اطاقم جهان خود را بسازم....جهانی که من شکلش میدهم...با اندیشه و روحم.....این گونه زیستن بیشتر شبیه زندگی ایلیاتی هاست....همیشه در سفر ..گشتار در قلمروهای مختلف هستی.....همچون باد.....هر چه شناخت بیشتر شود این رنج است که بیشتر می شود.....نوشتن در خود فرو غلطیدن است....بی آنکه چهره ای داشته باشی
چهره ات تنها متن توست.....به گمانم دوزیستی مهلک نویسنده از همینجا آغاز می شود
یک پا درون واقعیت و یک پا هم درون رویا و تفکرات انتزاعی....آلبالوها آخر پاییز می رسند ....


طراح:خشایار رادافشار

عناوین آخرین یادداشت ها
لینک دوستان